سهاسها، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 1 روز سن داره

دخترم سها

توانمندی های سها- شماره 2

      نفس مامان تو 4 ماه و 8 روزگی برای چند دقیقه نشست تو روروئکش................   مامانی فکر کنم روروئکت رو دوست داشته باشی ، مخصوصا دکمه های روی روروئکت رو، چون اصلا دلت نمی خواست به مامان نگاه کنی، حواست پرت اون دکمه های رنگی و اهنگها شده بود ، شاید هم گردنت خسته می شد می تونستی زیاد بالا رو نگاه کنی. ...
31 تير 1392

سه ماه و نیمگی

عزیز دل مامان تو پارک نیاوران_ (مامانی اون شب از نور فلش دوربین تعجب می کرذی)   مامانی این اولین بار و آخرین باری هست که یه رستوران باباجونی رفتی - ( عکس با دایی سعید)    سها و بیبی انیشتن   مامانی سه ماهه بودی که سی دی های بیبی انیشتن رو برات خریدم.  خیلی از دیدن سی دی ها ذوق می کرذی..........( به گفته آقای دکتر نریمان داشتی کم کم دنیا رو رنگی میدیدی) یه روز که می خواستیم بریم مهمونی کلی جیغ می کشیدی که بغلت کنم، تو اون لحظه بود که بیبی انیشتن من رو نجات داد. این عکس رو همون لحظه ازت انداختم.باورم نمی شد............... دیگه هواست پرت شده بود و کلی ذوق زده شده بودی. من هم به کار ها...
21 تير 1392

توانمندی های سها_ شماره 1

امروز 11 ام تیرماه بود و برای اولین بار جغجغه ات رو دستت گرفتی. اونقدر ذوق زده شده بودی که مرتب جغجغه ات رو تکون می دادی تا جائیکه چند بار خورد تو سرت ، دیگه دلم نیومد ادامه بدی، بعد از چند دقیقه ازت گرفتمش. ...
11 تير 1392

عکس های 13 و 14 روزگی دخترم

     عشق مامان، این روزها کم کم داشت دل درد و کولیکت شروع می شد. خیلی شب های سختی بود ولی خدا رو شکر تموم شد. به خاطر دردی که شب ها داشتی اینقدر روزها خوشگل و معصوم می خوابیدی که من و بابایی دلمون نمی اومد ازت عکس نگیریم............       ...
10 فروردين 1392

دخترم تولدت مبارک

  پلک جهان می پرید، دلش گواهی می داد اتفاقی می افتد و ...... فرشته ای از آسمان فرود امد، دخترم تولدت مبارک             دختر گلم اینقدر لحظه تولد خوشگل بودی که همه از دیدن صورت ماهت متعجب بودن. تمام بیمارستان می اومدن تو اتاقمون تا تو رو ببینن مامانی............ انقدر لب و گونه های خوشگلت قرمز بود که حتی دایی سعید فکر کرد رژ لب برات مالیدیم...................... ...
23 اسفند 1391
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دخترم سها می باشد